خرید بک لینک
شب دعوتسی و یکم فروردین ۱۳۹۸ لطفا بیا به جشن خودت رنگ و بو بدهلطفی کن و به بنده ی خود آبرو بدهمن روسیاه شهرم و تو پادشاه حُسناشکی ببخش، قلب مرا شستشو بدهتا کی بگویم از غم و از غربت دلم؟پایان به عمر غی

برچسب: نویسنده: ترانه یزدانی تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 7:02

ماهی و رود اشکپانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ بس که افیون محبت در شراب انداختیاز دو چشم عاشقان خویش، خواب انداختیمست کردی و خراب از عشق خود، جان مرادر وجودم با نگاهی التهاب انداختیوعده های خوب می دادی و دیدم آخ

برچسب: نویسنده: ترانه یزدانی تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 7:02

مسافرسی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۸ "برق نگاهش رفت چشمان تری داشتاین روزها بی عشق حال بهتری داشت"*انگار که عاشق نبود از اول عمر یا اینکه روزی در دلش شور و شری داشتنه زن، نه فرزندش، نه کارش مانعش بودنه این جه

برچسب: نویسنده: ترانه یزدانی تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 7:02

۱۶شب عاشقیسی و یکم خرداد ۱۳۹۸ "گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کندصد هزاران ماہ، آن شب خدمت ماهی کند"*شاه این قصه تو، من هم از گدایان می شومپادشاهی یادی از بیچاره ها گاهی کندتو فقط یک شب شبیه آنچه می خو

برچسب: نویسنده: ترانه یزدانی تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 7:02

صفحه بندی